امام حسین علیه السلام به خاطر فداکاری که در راه دین انجام داد وتمام هستی خو د را فدا نمود خدواند هم برکاتی براى تربت حسينى قرار داده است ،که براى هيچ تربتى و قطعهrlm;اى از قطعات زمين نيست .
كربلايش قطعهrlm;اى از جنت استrlm; باب نور و باب لطف و رحمت است
rlm;آثار و بركات كه مى توان براى تربت پاك امام حسين علیهالسلام برشمرد عبارتنداز:
1- تأثير تماس اعضاى بدن با تربت
يكى از آثار و بركات تربت سيدالشهدا (ع) اين است كه متبرك نمودن بدن و صورت با آن تربت شريف تأثير معنوى زيادى بر انسان خواهد گذاشت ، از اين رو از بعضى بزرگان دين و امامان معصوم نقل شده كه بعد از نماز ، بدن و صورت خويش را با مهر كربلا متبرك مى كنند. و نيز دستور دادهrlm;اند كه قبل از خوردن تربت جهت شفا گرفتن، آن را بوسيده و با اعضاى بدن تماس داده شود.
امام صادق (ع) فرمود: <<خداوند متعال تربت جدم حسين (ع) را شفاى هر درد، و ايمنى از هر خوفى قرار داده است؛ پس هرگاه يكى از شما خواست از آن خاك تناول كند، ببوسد و آن را به چشم گذارد و بر ساير اعضاى بدنش تماس دهد...>>
2- سجده بر تربت
يكى ديگر از بركات و آثار خاك مزار امام حسين (ع) اين است كه سجده بر آن تربت پاك حجابهاى ظلمانى را كنار زده و در توجه حق تعالى به نمازگزار مؤثر است . امام صادق (ع) در اين باره مىrlm;فرمايد: <<همانا سجود بر تربت حسين (ع) حجابهاى هفتگانه را پاره مى كند>>
سجده بر خاك سركوى تو آرند خلايقrlm; جان فداى تو كه هم قبله و هم قبله نمايىrlm;
و اما در خصوص اينكه در ميان شيعه معمول است از خاك مقدس كربلا يعنى تربت كنار قبر سيدالشهدا (ع) خاك برداشته و با آن مهر درست كرده و غالباً در نماز، به آن سجده مىrlm;كنند بدين خاطر است كه از خاك زمين بوده و به تمامى خاكها مىrlm;توان سجده كرد، و از طرفى خاك كربلا به لحاظ شهادت امام حسين (ع) و ياران باوفايش شرافت پيدا كرده است ، به طورى كه اهل بيت (ع) نيز به ما فرمودهrlm;اند در هر نمازى كه سجده بر تربت كربلا باشد خداوند آن نماز را به خاطر آن حضرت قبول مىrlm;كند. چنانكه حضرت صادق (ع) از خاك كربلا درون كيسهrlm;اى ريخته و در سجاده همراه داشت، در هنگام نماز آن كيسه را باز مىrlm;كرد و بر آن سجده مىrlm;نمود
3- شفا يافتن
از جمله آثار و بركات قطعى تربت پاك سيدالشهدا (ع) شفا بودن آن براى دردهاو آلام انسان است . رواياتى كه دلالت بر اين امر دارند به سه دسته تقسيم مىrlm;شوند:
دسته اول : رواياتى است كه شفا بودن را براى تربتى كه از خود قبر شريف برداشته شود مخصوص كرده است ، چنانكه امام صادق (ع) فرمود: <<به درستى كه نزد سر حسين (ع) تربت سرخى است كه شفاى هر دردى غير از مرگ مى باشد>>
دسته دوم : رواياتى است كه با تعبيرات مختلف توسعهrlm;اى از بيست ذراع تا پنج فرسخ و يا ده ميل را براى آن قائل است . چنانكه امام صادق (ع) فرمود: <<حريم مزار حسين (ع) پنج فرسخ از چهار جانب قبر است >>
دسته سوم : رواياتى است كه به طور مطلق جنبه شفا بودن تربت را مطرح نمودهrlm;اند . چنانكه امام صادق (ع) فرمود: <<خاك مزار امام حسين (ع) براى هر دردى شفاست>>.
تا شفا بخشد روان و جسم هر بيمار را در حريم وصل خود خاك شفا دارد حسينrlm;
و نيز امام رضا (ع) فرمود: <<خوردن گل، مانند خوردن مردار و خون و گوشت خوك، حرام است مگر گل مزار حسين (ع) ، بدرستى كه در آن شفاى هر درد و امنيت از هر ترسى است>>
حكايت: عالم زاهد پرهيزگار حجةالاسلام و المسلمين مرحوم آقاى حاج شيخ محمد حسن عالم نجف آبادى قدس سره نقل فرمودند: <<من در زمان مرجعيت مرحوم آية الله آخوندى خراسانى (ره) كه در نجف اشرف مشغول تحصيل بودم مريض شدم و اين بيمارى مدتى طول كشيد و پرستارى مرا بعضى از طلاب در همان حجره مدرسه بر عهده داشتند . پس از چندى بيمارى من به قدرى شديد شد كه اطبا از شفا يافتنم مأيوس شدند و ديگر براى معالجهrlm;ام نيامدند، و من در حال تب شديد گاهى بيهوش مىrlm;شدم و گاهى به هوش مى آمدم.
يكى از رفقا كه مرا پرستارى مىrlm;كرد شنيده بود كه عالم زاهد مرحوم آية الله آقاى حاج على محمد نجف آبادى قدس سره مقدارى از تربت اصلى حضرت سيدالشهدا (ع) را دارد. او به منزل معظم له رفته و از وى خواسته بود كه قدرى از آن تربت را بدهد كه به من بخورانند تا شفا يابم. ايشان فرموده بود : من به قدر يك عدس تربت دارم و آن را گذاشته ام كه بعد از مرگم در كفنم بگذارند . آن آقا ناراحت شده و گفته بود : حالا كه ما از همه جا مأيوس شده و به شما پناه آوردهrlm;ايم شما هم از دادن تربت خوددارى مىrlm;كنيد؟ اين بيمار در حال احتضار است و مىrlm;ميرد.
مرحوم آية الله آقاى حاج على محمد، دلش به حال بيمار سوخته و قدرى از آن تربت كه از جان خودش عزيزترش مى داشت به آن شخص داده بود . تربت را با آب مخصوصى كه وارد شده در آب حل كرده و به حلق من ريخته بودند . من كه در حال بيهوشى به سر مىrlm;بردم ، ناگهان چشمان خود را باز كرده و ديدم رفقا اطراف بسترم نشستهrlm;اند ، خوب دقيق شدم و آنان را شناختم و قصه تربت را كه به حلقم ريخته بودند برايم شرح دادند.
كم كم در خود احساس نيرو و نشاط كردم و حركتى به خود داده نشستم ، ديدم نشاط بيشترى دارم برخاستم و ايستادم ، و چون يقين كردم كه به بركت ترتبت مقدس امام حسين (ع) شفا يافتم حال خوشى پيدا كردم و به رفقا گفتم : از شما خواهش مى كنم كه از حجره بيرون برويد، چون مىrlm;خواهم زيارت عاشورا را بخوانم رفقا از حجره بيرون رفتند و من درب حجره را بستم و بدون احساس ضعف با آن حال خوشى كه قابل و صف كردن نيست مشغول خواندن زيارت حضرت سيدالشهدا (ع) شدم >>
آرى ، شفاى بيماران به وسيله تربت آن حضرت يكى از بركاتى است كه خداوند متعال در عوض شهادت امام حسين (ع) به وى عطا فرموده است .
تربتت راز شفاى همه درد است حسين تن و جان را نبود مثل تو آگاه طبيبrlm;
4- تأثير كام برداشتن اطفال با تربت
كام برداشتن اطفال با تربت امام حسين (ع) موجب ايمنى كودك مى شود چنانكه امام صادق (ع) فرمود:
<<كام فرزندانتان را با تربت حسين (ع) باز كنيد كه آن امان است >>
5- تأثير تربت حسين ، همراه جنازه
صاحب كتاب <<مدارك الاحكام>> مى نويسد: در زمان حضرت صادق (ع) زن بدکاری بود، بچهrlm;هايى كه از زنا بدنيا مى آورد در تنور مىrlm;انداخت و مىrlm;سوزانيد. وقتى كه مرد، پس از غسل و كفن او را به خاك سپردند ، اما زمين جنازهrlm;اش را بيرون انداخت .جاى ديگر او را دفن كردند باز زمين او را نپذيرفت تا سه مرتبه ، آنگاه مادرش به امام صادق (ع) متمسك شد: اى پسر پيغمبر به فريادم برس.
فرمود: كارش چه بود ؟ عرض كردند زنا و سوزاندن بچهrlm;هاى حرامزاده . فرمود: هيچ مخلوقى حق ندارد مخلوقى را بسوزاند، سوزاندن به آتش مخصوص خالق است عرض كرد حالا چه كنم؟ فرمود: مقدارى از تربت حسين (ع) با او در قبر بگذاريد . تربت حسين (ع) امان است . همراهش گذاشتند زمين او را پذيرفت.
در توقيع مبارك حضرت حجة بن الحسن (عج) نيز اذن داده شده است . يكى از شيعيان به حضرت (در زمان غيبت صغرى توسط نايب خاص حضرت ) مىrlm;نويسد: آيا جايز است ما تربت حسين (ع) را با ميت در قبر بگذاريم ، يا با تربت حسين روى كفن بنويسيم؟
حضرت در پاسخ مرقوم مىrlm;فرمايند: هر دو كار پسنديده است . البته بايد رعايت احترام تربت بشود . مهر يا تربت، مقابل يا زير صورت ميت باشد ، بلكه به بركت خاك قبر حسين (ع) قبر ميت محل امنى از هر بلا و آفت و عذابى گردد
6- تسبيح تربت
از حضرت صاحب الزمان (عج) روايت شده كه فرمود: <<هر كس تسبيح تربت امام حسين (ع) را در دست گيرد و ذكر را فراموش كند، ثواب ذكر براى او نوشته مىrlm;شود>>.
و امام صادق فرمود: <<يك ذكر يا استغفار كه با تسبيح تربت حسين (ع) گفته شود برابر است با هفتاد ذكر كه با چيز ديگر گفته شود>>
فرجام بى احترامى به تربت امام حسين عليه السلام
موسى بن عبدالعزيز مى گويد: يوحنّا (طبيب نصرانى) به من گفت: تو را به حق پيغمبرت و دينت سوگند مى دهم كه بگويى اين كيست كه مردم به زيارت قبر او مى روند؟ آيا او از اصحاب پيغمبر شما است؟گفتم: نه، بلكه او امام حسين عليه السلام پسر دختر پيغمبر ما است. منظورت از اين سوال چيست؟گفت: خبر شگفتى دارم و ادامه داد كه: يك شب شاپور، خادم رشيد مرا احضار كرد، نزد او رفتم، امر مرا به خانه موسى بن عيسى كه از خويشان خليفه بود برد، ديدم موسى بى هوش در رختخواب خود افتاده و طشتى پيش روى او گذاشته اند كه تمام احشاء و امعاء او در آن ريخته بود.شاپور از خادم موسى پرسيد: اين چه حال است كه براى موسى رخ داده؟خادم گفت: يك ساعت قبل حالش خوب و با خوشحالى نشسته بود و با نديمان خود صحبت مى كرد! شخصى از بنى هاشم اينجا بود، گفت: من بيمارى سختى داشتم و با هر چه معالجه كردم مفيد واقع نشد تا اينكه كاتب من گفت: از تربت امام حسين عليه السلام استفاده كنم، اين كار را كردم و شفا يافتم.موسى گفت: از آن تربت چيزى نزد تو باقى مانده است؟گفت: بله، شخصى را فرستاد و قدرى از آن تربت را كه باقى مانده بود آورد.موسى آن را گرفت و از روى بى احترامى در نشيمنگاه خود داخل كرد!در همان ساعت فرياد او بلند شد كه ((النار، النار؛ آتش، آتش)) طشتى بياوريد، اين طشت را آوردند و اينها امعاء و احشاء اوست كه از او خارج شده است!نديمانش متفرق شدند و مجلس سرور موسى به ماتم مبدل شد. شاپور به من گفت: بيا نگاه كن، آيا مى توانى او را معالجه كنى؟من چراغ طلبيدم و آنچه در طشت بود به دقت نگاه كردم ديدم جگر، سپرز و شش و دلش همه از او خارج شده است!تعجب كردم و گفتم: مالا حد فى هذا صنع الا ان يكون لعيسى الذى كان يحيى الموتى؛ هيچ كس نمى تواند درباره اين شخص كارى بكند مگر حضرت عيسى كه مرده را زنده مى كرد.))شاپور خادم گفت: راست گفتى، وليكن اينجا باش تا معلوم شود كه حال موسى به كجا ختم مى گردد.يوحنّا گفت: من آن شب نزد ايشان ماندم و موسى سحرگاه به جهنم واصل گرديد.
پسر عبدالعزيز مى گويد: يوحنّا با وجودى كه نصرانى بود مدتى به زيارت امام حسين مى آمد، تا اينكه به دين اسلام گرويد و اسلامش نيكو گرديد.
برچسب:
نویسنده: دانلودی